عنوان : |
مقام والاى پیامبر(ص) ، ویژگیها و اهداف او(ابه الله مکارم شیرازی) | |
منبع : سایت پیامبر اعظم (ص) |
||
«و اشهد ان ابى محمداً عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتبله، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذ الخلائق بالغیب مکنونة و بستر الاهاویل مصونة، و بنهایة العدم مقرونة. علماً من اللّه تعالى بمائل [بمآل] الامور، و احاطة بحوادث الدهور، و معرفة بمواقع المقدور. ابتعثه اللّه اتماماً لامره و عزیمة على امضاء حکمه و انفاذاً لمقادیر حتمه. فرأى الامم فرقاً ادیانه، عکفاً على نیرآنها [و] عابدة لاوثانها، منکرة اللّه مع عرفانها. فانار اللّه بمحمد [صلى اللّه علیه و آله] ظلمها، و کشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها. و قام عن الناس بالهدایة و انقذهم من الغوایة و بصرهم من العمایة. و هداهم الى الدین القویم و دعاهم الى الطریق المستقیم، ثم قبضه اللّه الیه قبض رأفة و اختیار و رغبة و ایثار، فحمد [صلى اللّه علیه و آله] عن [من] تعب هذه الدار فى راحة، قد حف بالملائکة الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاورة الملک الجبار. صلى اللّه على ابى نبیه و امینه على الوحى و صفیه و خیرته من الخلق و رضیه و السلام علیه و رحمة اللّه و برکاته». * * * ترجمه: و گواهى مىدهم که پدرم محمد(ص) بنده و فرستاده او است، پیش از آنکه او را بفرستد برگزید، و پیش از آنکه او را بیافریند، براى این مقام نامزد فرمود، و قبل ار بعثتش او را انتخاب نمود. در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشت پردههاى هولانگیز نیستى پوشیده و به آخرین سرحد عدم مقرون بودند. این به خاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدارت را به خوبى مىدانست. او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد. هنگامى که مبعوث شد، امتها را مشاهده کرد که مذاهب پراکندهاى را برگزیدهاند، گروهى بر گرد آتش طواف مىکنند، و گروهى در برابر بتها سر تعظیم فرود آوردهاند، و با اینکه با قلب خود خدا را شناختهاند، او را انکار مىکنند. خداوند به نور محمد(ص) ظلمتها را برچید، و پردههاى ظلمت را از دلها کنار زد، و ابرهاى تیره و تار را از مقابل چشمها برطرف ساخت. او براى هدایت مردم قیام کرد، و آنها را از گمراهى و غوایت رهائى بخشید، و چشمهایشان را بینا ساخت، و به آئین محکم و پابرجاى اسلام رهنمون گشت، و آنها را به راه راست دعوت فرمود. سپس خداوند او را با نهایت محبت و اختیار خود و از روى رغبت و ایثار قبض روح کرد، سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودى پرودرگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار داد. درود خدا بر پدرم پیامبر(ص) امین وحى، و برگزیده او از میان خلائق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش. تفسیر: در این بخش از کلام بانوى اسلام(س) نیز اشارات پرمعنائى به یک رشته از مسائل مهم درباره شخص پیامبر(ص) شده است از جمله: - در نخستین تعبیراتش به گوهر ممتاز پیامبر(ص) اشاره مىفرماید، چیزى که در سایر احادیث اسلامى نیز به آن اشاره شده است و در اینجا بحث مهمى مطرح است و آن اینکه، آیا ساختمان وجودى پیامبر(ص) به کلى با دیگران متفاوت بوده است؟ و اگر چنین است پس معصوم بودنش لازمه این گوهر پاک است، و طبعاً افتخارى محسوب نمىشود. و اگر گوهرش متفاوت نیست پس این تعبیرات در کلام بانوى اسلام چه هدفى را تعقیب مىکند؟ حقیقت این است که افتخارات و مواهب پیامبران و امامان بخشى ذاتى و بخشى اکتسابى است، و با توجه به این ترکیب بندى خاص بسیارى از سؤالات پاسخ گفته مىشود. به تعبیر دیگر، خداوند حکیمى که آن مأموریت عظیم را بر عهد پیامبرش مىگذارد آمادگیهاى ذاتى به او مىبخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، ارادهاى آهنین، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخیصى صائب به او مىدهد، و گرنه از یک فرد ضعیف این رسالت بزرک ساخته نیست و نقض غرض خواهد شد. و این امر هرگز غیر عادلانه نیست، همانگونه که عضلات بازو نسبت به عضلات ظریف پلکهاى چشم، فوق العاده متفاوت است، چرا که مسئولیت یکى تکان دادن یک پلک کوچک مىباشد، در حالى که مسئولیت دیگرى بر داشتن بارهاى عظیم و کارهاى سنگین است، و اگر غیر از این بود برخلاف عدالت بود. اما با این حالت چنان نیست که گوهر ذاتى پیامبر(ص) ارده و اختیار را از او سلب کند، او نیز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى کند. تعجب نکنید بسیارى از مردم عادى نیز در برابر بعضى از گناهان همین حالت را دارند، فى المثل هر کس توانائى دارد که به صورت برهنه مادرزداد در برابر جمعیت ظاهر شود، و یا قدرت دارد در یک شب سرد زمستانى بدون لباس در میان برفها بخوابد، ولى در عین حال جز افراد دیوانه چنین کارى را انجام نمى دهند. پیامبران و امامام معصوم نیز در برابر همه گناهان چنین حالى را دارند. این نیز قابل توجه است که معصومان به نسبت گوهر پاکشان مسئولیت سنگینترى دارند و کمترین ترک اولى از آنها پذیرفته نیست. و این تعبیر حضرت فاطمه(س) که مىفرماید: «علماً من اللّه تعالى بمائل الامور و احاطة بحوادث الدهور». اشاره به همین نکته است که خداوند چون رسالت سنگین آینده پیامبر را مىدانست گوهر او را چنین والا آفرید. - او براى تکمیل او امر الهى آمده بود، و براى اجراى فرمانهاى تکوینى او. این تعبیر پر معنى مىتواند اشارهاى به مسأله خاتمیت پیامبر(ص) و نیز اشارهاى به مسأله تکمیل مواهب تکوینى از طریق تشریع و احکام الهى باشد (دقت کنید). - دختر گرامى پیامبر(ص) در این فراز از سخنانش به وضع رقت بار امتها قبل از بعثت اشاره مىکند که چگونه در ظلمت خرافات گرفتار بودند، مجوس در برابر آتشکدهها تعظیم مىکردند، و عرب در مقابل بتکدهها، و هر کدام از ملتهاى دیگر نیز به نوعى از انحراف و پراکندگى گرفتار بودند. و چه جالب مىفرماید: «آنها در عین شناخت خدا منکر او بودند» که اشارهاى است گویا به مسأله «توحید فطرى» که در سرشت همه انسانها است. - در قسمت دیگرى از این بیان به برکات وجود پیامبر(ص) و آثار قیام او اشاره مىکند که چگونه او ابرهاى تیره و تار اوهام را از افق دور ساخت و زنگار جهل و خرافات را از آئینه دلها زدود، و پرده هائى که بر چشمها افتاده بود و از مشاهده حق مانع مىشد درید، و به آئینى که «صراط مستقیم» است و حد واسطى است میان افراطها و تفریطها، دعوت فرمود. و براى درک عمق این سخن باید مقایسه دقیقى میان وضع مردم در عصر جاهلیت، و بعد از ظهور اسلام کرد، تا این واقعیت روشنتر گردد و بانوى اسلام(س) این کار را در خطبه خود فرموده است. - مرگ پرافتخار پیامبر(ص) یکى دیگر از مسائل قابل ملاحظهاى که در این فراز از خطبه تاریخى بانوى اسلام(س) آمده است: او که مرغ بلند پرواز روحش سالیان دراز در قفس تن در این دنیاى فانى زندانى و گرفتار بود، بعد از اداى رسالت، و انجام مسئولیت خود، قفس را شکست و به سوى کوى دوست پر کشید، و در هواى سر کویش پروبال زد، و در میان فرشتگان والا مقام آسمان جاى گرفت! |